
شب های درازی بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند غفور است و گنه میبخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم
نظرات شما عزیزان:
علی 
ساعت19:18---13 ارديبهشت 1391
تنها باران است كه گاهي ، در اوج تنهايي من ،
در آن لحظه كه هيچ كس نيست ، با من از تو مي گويد...
ولي درد من از اين است كه ديريست باران نمي بارد..
علی 
ساعت22:58---11 ارديبهشت 1391
خوشحال شدم از اینکه خوشت اومد
بازم بیا
در ضمن وب تو هم عالیه
farzad 
ساعت14:19---11 ارديبهشت 1391
سلام النا.امیدوارم حالت خوب باشه.وبلاگتو دیدم.خیلی قشنگ بود و زیبا.یه سوالی داشتم که منتظر جوابت هستم.میخواستم ببینم شعرایی که توی وبلاگت گذاشتی از کجا گیرشون آوردی؟
هرجوری تونستی جواب بده.یا بهم ایمیل بزن یا تو وبلاگم نظر بذار.منتظرم.
مرسی
عرفان 
ساعت11:00---8 ارديبهشت 1391
سلام ممنون که اشکالم رو بهم گفتی. وبت فوق العاده ی. من لیمکت میکنم و اگه تو هم دوست داشتی لینکم کن.
محمد 
ساعت14:23---7 ارديبهشت 1391
سلام
بابت سرزدن و پاسخهات سپاسگزارم
این شعر منو یاد یه دورانی از زندگیم میندازه.
راستی توی مصراع اول بیت دوم اینطوری باید باشه که وزن شعر دچارسکته نشه:
گویند غفور است و گنه(مخفف گناه) میبخشد
ببخش که فضولی کردما
بازم ازتون ممنونم
عليرضا 
ساعت19:36---3 ارديبهشت 1391
سلام دوست من وبت بسيار عاليه من شما رو لينك كردم شما هم منو لينك كنيد و بهم خبر بدين مرسي
†ɢα'§ : <-TagName->
یک شنبه 3 ارديبهشت 1391برچسب:
,
7:17 PM
|- elena
-|